game
۱۴۰۵/۶/۱۱ 4 دقیقه مطالعه ۱ بازدیدرضا محمدیان مرغزار

هدایت قطار در جهانی پوشیده از خاکستر و جمع‌آوری مواد لازم برای آخرین اسمور تاریخ در نقش یک پرنده انسان‌نما در بازی سورئال و طنزآمیز Cinderline

هدایت قطار در جهانی پوشیده از خاکستر و جمع‌آوری مواد لازم برای آخرین اسمور تاریخ در نقش یک پرنده انسان‌نما در بازی سورئال و طنزآمیز Cinderline

شاید در دنیای بازی‌های ویدیویی هیچ سبکی محبوب‌تر و دوست‌داشتنی‌تر از «بازی‌هایی که در نقش یک موجود کوچک در محیط حرکت می‌کنید» وجود نداشته باشد؛ چرا که زیرمجموعه‌ها و شاخه‌های این دسته تقریباً بی‌پایان هستند. اثری تازه به زودی جایگاه خود را در این سبک پیدا خواهد کرد که Cinderline نام دارد؛ عنوانی که در آن بازیکن در نقش یک پرنده خاموش و انسان‌نما قرار می‌گیرد که قصد دارد آخرین دسر اسمور (S'more) تاریخ را درست کند و با سفر از شهری به شهر دیگر با یک قطار کوچک، مواد و قطعات لازم برای این کار را گردآوری می‌نماید.

بازی Cinderline از نظر مکانیزم‌های گیم‌پلی عنوان چندان پیچیده‌ای به حساب نمی‌آید و احتمالاً می‌توان آن را یک شبیه‌ساز راه رفتن (Walking Simulator) با ظاهری از سبک پلتفرمر نامید. همان‌طور که اشاره شد، کنترل پرنده‌ای در اختیار بازیکن است که می‌تواند در محیط جست‌وخیز کند و گیم‌پلی تقریباً به همین موضوع خلاصه می‌شود. این پرنده تازه متولد شده و بازی دقیقاً از لحظه شکستن تخم و خروج او آغاز می‌شود؛ فضای سورئال پس از آن، تا حدی تداعی‌کننده انیمیشن کلاسیک «تخم فرشته» (Angel's Egg) است، هم از این جهت که بازیکن بدون اطلاعات زمینه‌ای خاصی به درون دنیایی ناشناخته پرتاب می‌شود و هم به دلیل وجود همان المان عینی تخم پرنده.

تقریباً بلافاصله پس از بیداری، بازیکن قطاری کاملاً مکانیکی و پر از جزئیات را کشف می‌کند. در این قطار دو اهرم تعبیه شده است؛ یکی برای حرکت به جلو یا دنده‌عقب، و دیگری برای کنترل سرعت؛ در حالی که برای گرفتن و حرکت دادن این اهرم‌ها باید زاویه دوربین را به صورت دستی به بالا یا پایین هدایت کرد تا فعال شوند. هیچ سیستم خودکاری در اینجا وجود ندارد که همین موضوع لایه‌ای از عمق و درگیری فیزیکی را به فرآیندی که در غیر این صورت بسیار ساده می‌بود، اضافه می‌کند. در طول مدت‌زمان کوتاه نسخه دموی بازی، کار چندان زیادی نمی‌توان با قطار انجام داد؛ بنابراین امید می‌رود که در نسخه نهایی، این قطار چیزی فراتر از یک وسیله نقلیه صرف برای جابه‌جایی میان مکان‌های عجیب و غریب باشد.

و این مکان‌ها واقعاً عجیب هستند. نخستین توقفگاه یک ایستگاه زیرزمینی با موجودات و افرادی نامتعارف است که هیچ سرنخ خاصی درباره آنچه در این جهان می‌گذرد در اختیار بازیکن قرار نمی‌دهند. در نخستین شهری که بازیکن وارد آن می‌شود — شهری که با خاکستری برفی و مرموز پوشانده شده است — یک دستگاه توستر از دیدن پرنده وحشت‌زده می‌شود و در ازای پاداش، از او می‌خواهد که نان تستش را پس بگیرد. مردی مشکوک با پالتوی بلند مشکی در ازای یک خرده از همان نان تست، یک کلنگ به بازیکن پیشنهاد می‌دهد. در نهایت، بازیکن در مقابل یک بادکنک دارای درک و سیگار‌به‌دست قرار می‌گیرد که توسط یک جفت دندان غول‌پیکر بلعیده می‌شود و چوبی از خود به جا می‌گذارد؛ دقیقاً همان چوبی که برای درست کردن آخرین اسمور به آن نیاز است.

پس از به دست آوردن این چوب، بازیکن متوجه می‌شود تمام افراد عجیبی که پیش‌تر ملاقات کرده بود ناپدید شده‌اند. آیا این تلاش برای درست کردن آخرین اسمور — هدفی که بازیکن دلیل و انگیزه اصلی پشت آن را نمی‌داند — هدفی است که تباهی و تنهایی را برای این جهان به همراه می‌آورد؟ این حس شوم و دلهره‌آور در تضادی جذاب و دلچسب با شخصیت‌های رنگارنگ، طنزآمیز و رازآلودی قرار دارد که در این سرزمین‌ها ساکن هستند. این اثر قطعاً عنوانی است که بیش از پیچیدگی‌های فنی بر فضاسازی و اتمسفر تمرکز دارد، اما همین بخش کوتاه از اتمسفر ارائه‌شده در دمو، اشتیاق فراوانی برای تجربه محتوای بیشتر ایجاد می‌کند. و البته اشتیاق برای چشیدن خود دسر اسمور! هرچند حیف که بیسکویت‌های گراهام (لازم برای تهیه اسمور) در انگلستان به سختی پیدا می‌شوند!

از این مطلب خوشتان آمد؟

اگر این مطلب برایتان مفید بود، می‌توانید آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.