بررسی بازی Assassin's Creed Black Flag Resynced

«ناوچه جنگی در سمت راست دماغه کشتی رویت شد، کاپیتان! خمپارهها را آماده کنید، ملوانان! آتش! تمام بادبانها را باز کنید! با دماغه کوبنده کشتی، آن را از وسط به دو نیم تقسیم میکنیم! هنوز غرق نشده، دور بزنید و توپها را آماده کنید! آتش! کشتی دشمن از کار افتاد و روی آب بیحرکت شد، آن را به آغوش تیغههای فولادی بکشید!» اینها صداهایی هستند که بازی Assassin's Creed 4: Black Flag را در بهترین لحظاتش به تصویر میکشیدند، و پس از گذشت تمام این سالها، همچنان صداهایی هستند که بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced را در اوج شکوه خود نشان میدهند.

هر چقدر هم که دریانوردان کهنهکار از بازی کلاسیک Sid Meier's Pirates داستان بگویند و هر اندازه که بتوان از جذابیتهای بازی Lego Pirates of the Caribbean تمجید کرد، میراث نسخه اصلی Black Flag در صنعت بازی همواره پادشاهی بلامنازع بر نبردهای دریایی و دزدیهای دریایی در آبهای آزاد بوده است؛ به شرطی که هدف اصلی بازیکن، هیجان درگیری با کشتیهای بادبانی بزرگ و جمعآوری انبوهی از گنجینهها برای خرج کردن در عیاشیها باشد. این اثر همچنین یک بازی کامل از مجموعه Assassin's Creed را زیر ۲۰ تپانچه سرپر پنهانشده در کُت بلند خود جای داده است؛ موضوعی که به شکلی کارآمد، یکی از بزرگترین چالشهای بازیهای دزدان دریایی را برطرف میکند: پیدا کردن فعالیتهایی در خشکی که در مقایسه با ماجراجوییهای پرشور روی دریا، کاملاً خستهکننده نباشند.
از همین رو، نسخه اصلی Black Flag به اثری بسیار محبوب در مجموعه اساسینز کرید تبدیل شد؛ عمدتاً به این دلیل که بخش اعظمی از ماجراجویی تاریخ-بدیل خود را بدون غرق شدن بیش از حد در نالهها و اختلافات فلسفی افراد شنلپوش با افراد بدون شنل سپری میکرد. این رویکرد، نسخه جدید را به اثری جذاب — و از منظر سودآوری تجاری کاملاً قابل درک — تبدیل میکند تا با بازسازی و بهروزرسانی، بیش از پیش با استانداردهای نسخههای اخیر سری Assassin's Creed هماهنگ شود.
نتیجه کار، ریمیکی است که تمرکز خود را به شکلی هدفمند بر شخصیت ادوارد کنوی (Edward Kenway) متمرکز ساخته است؛ قهرمان ولزیتباری که رابطه آزاد و بیتعهد او با فرقه اساسینها به زیبایی در این واقعیت خلاصه میشود که او تمام حرکات آکروباتیک و مهارتی آنها را صرفاً با دزدیدن یک دست لباس یاد میگیرد! بر خلاف میل شخصیت مری رید (Mary Read) — یکی از محبوبترین کاراکترهای Black Flag — ادوارد چندان اهمیتی نمیدهد که خاری مخفیانه در چشم نیروهای شرور باشد، بلکه تمام دغدغه او کسب پول کافی برای تأمین هزینههای ارتقای کشتی و مخفیگاه دزدان دریایی است.
داستان اصلی (با اعلام هشدار فاش شدن داستان)، روند متقاعد شدن تدریجی کنوی را به تصویر میکشد مبنی بر اینکه حفظ روابط انسانی با اطرافیان، بسیار باارزشتر از به دست آوردن سرمایه برای خرید خمپارههایی است که میتوانند یک کشتی اسکوئنر را در آن سوی دنیا غرق کنند. این سیر تحول شخصیتی تا حدی برای سازندگان Black Flag Resynced جذاب بوده که تصمیم گرفتهاند آن را در قالب چند ماموریت پایانی (Epilogue) جدید بار دیگر تکرار کنند؛ رویکردی که نوعی ناهماهنگی در لحن بازی ایجاد میکند، چرا که در زمان آزاد شدن این ماجراجویی کوچک، ادوارد در خط داستانی اصلی به مرحلهای رسیده که سر عقل آمده و دیگر با هر بار پلک زدن، خواب سکههای طلای رقصان را نمیبیند.

تصمیم برای قرار دادن این بخش پایانی به جای محتوای الحاقی Freedom Cry در نسخه اصلی، که میتوانست پس از به پایان رسیدن داستان اصلی کنوی بهانهای بسیار متمایزتر و بهیادماندنیتر برای ادامه دریانوردی فراهم کند، ناامیدکننده است. هرچند میزان موفقیت Freedom Cry در به تصویر کشیدن واقعیت بردهداری قابل بحث است، اما هدایت کشتی توسط شخصیت ادواله (Adewale) — سکاندار کشتی کنوی و نماد عقل و منطق در بازی اصلی — و دریانوردی او در مسیر اهداف انسانی و نجات دیگران به جای غارتگری، تنوع بسیار مطلوبی در روند بازی ایجاد میکرد. قرار دادن مجدد ادوارد در همان مسیرهای تکراری، آن هم در برابر یک شخصیت منفی به مراتب سطحیتر روی عرشه مقابل، پایانبندی نسبتاً بیفروغی را رقم زده است.
با این حال، اضافه شدن سه افسر جدید برای استخدام در خدمه کشتی جکداو (Jackdaw) در نسخه Resynced، اقدامی کاملاً هوشمندانه به نظر میرسد. در حالی که بیشتر خدمه کشتی کنوی همچنان دریانوردانی بینامونشان هستند، حضور شخصیتهایی چون پدر روحانی (The Padre)، لوسی بالدوین (Lucy Baldwin) و ددمن اسمیت (Deadman Smith) روی عرشه باعث میشود کشتی زندهتر احساس شود و تواناییهای آن در زمان شکست دادن مداوم کشتیهای جنگی بزرگ، تا حدی منطقیتر به نظر برسد. این سه شخصیت به شکلی مناسب در طول روند بازی توزیع شدهاند و با خطوط داستانی فرعی همراه هستند که پیشینه آنها را روشن میسازد. نقش آنها در ماموریتهای داستانی اصلی (به جز قابلیتهای مفیدی که در نبردهای دریایی آزاد میکنند) نسبتاً محدود است، اما در بخش پایانی یادشده نقشهای پررنگتری به آنها محول شده است.
همچنین ماموریتهای جانبی مستقلی اضافه شدهاند که بار روایی بیشتری به سرنوشت همقطاران دزد دریایی ادوارد در داستان اصلی، یعنی ریشسیاه (Blackbeard) و استید بانت (Stede Bonnet) میبخشند. به طور خاص، به نظر میرسد Black Flag Resynced اشتیاق زیادی دارد تا ریشسیاه را به عنوان یک شخصیت پدرخوانده یا عموی عجیب و دوستداشتنی برای ادوارد تثبیت کند؛ اسطورهای که حتی برجستهتر از سایر دزدان دریایی تاریخی در طول این سفرها خودنمایی میکند. با توجه به اینکه جیمز کید از قبل رهبر شاخه اساسینها در Black Flag را به عنوان استاد خود انتخاب کرده است، کاملاً منطقی به نظر میرسد که کنوی به دنبال فرد کهنهکار دیگری برای دریافت تجربیات و پندهای ارزشمند باشد. نسخه Resynced همچنین یک پیشخدمت علاقهمند به جمعآوری آثار هنری را برای عمارت جزیره Great Inagua معرفی میکند، هرچند بر خلاف میل علاقهمندان به فضاسازیهای مشابه بتمن، ادوارد به دنبال یادگیری نحوه جلوگیری از نشستن گرد و غبار روی پرترههای قرن هجدهمی نیست!

بخشهای روایی با مکانیکی موسوم به شکافها (Rifts) تکمیل میشوند؛ ویژگی جدیدی که باعث شده دیگر نیازی به ساعتها پرسه زدن اجباری در دفاتر مدرن یک استودیوی فیلمسازی و بازیسازی فرانسوی نباشد. در عوض، یوبیسافت تصمیم گرفته تا ماجراهای دستگاه آنیموس (Animus) را در قالب ابعاد موازی و مستقلی محدود کند که بازیکن میتواند در هر زمان پس از اتمام ماموریتهای خاصی در ماجراجویی کنوی به سراغ آنها برود. با ورود به این شکافها، روایتی از تاریخ بدیل توسط یک هوش مصنوعی ساکن در کامپیوتر بیان میشود که اصرار دارد تصمیمات کلیدی ادوارد و همراهانش در طول زندگیشان در واقع تصمیماتی نادرست بودهاند. این مفاهیم از طریق سازههای بصری سهبعدی و چشمنوازی منتقل میشوند که بازیکن با پارکور و مبارزه با دشمنان شبحوار از میان آنها عبور میکند. از نظر جذابیت محتوای آنیموس، این بخشها تفاوت چندانی با یکنواختی دفاتر مدرن نسخه اصلی ندارند، اما اختیاری بودن آنها و عدم توقف اجباری ریتم داستان اصلی، تصمیمی مثبت و قابل تقدیر است.
آنچه گاهی اوقات به ریتم بازی لطمه میزند، تصمیم سازندگان مبنی بر حذف سکانسهای طولانی تعقیب و استراق سمع از برخی ماموریتهای داستانی اصلی مانند نخستین ماموریت در شهر کینگستون (Kingston) است. در گذشته، این ماموریت به عنوان یک مقدمه مناسب برای آشنایی با شهر عمل میکرد و بازیکن را از روی پشتبامها و کوچههای فرعی عبور میداد تا در نهایت به یک میانپرده ختم شود. در نسخه جدید، کل این بخش به برداشتن یک یادداشت از اردوگاه دشمن و سپس راه رفتن تا محل میانپرده خلاصه شده که باعث میشود ماموریت در کوتاهترین زمان ممکن به پایان برسد. اگرچه تعقیب کید در انتها همچنان فرصت کوتاهی برای دیدن شهر فراهم میسازد، اما دیگر خبری از چالش حفظ فاصله با اهداف در چند طبقه پایینتر، همزمان با ترور بیسر و صدای تفنگداران نیست.
یوبیسافت با حذف شکستهای آنی ناشی از ناهماهنگی (Desynchronisation) که در نسخه اصلی حداقل درجهای از مخفیکاری را تحمیل میکرد، بخشهای مخفیکاری را تا حد زیادی بیاثر ساخته است؛ مسئلهای که باعث میشود بازیکن خیلی سریع عادت رها کردن مخفیکاری را در پیش بگیرد که در نهایت به مصرف بیرویه معجونهای سلامتی در نبردهای پر سر و صدا با شمشیر منجر میشود. بدون تهدید شکست یا نبردهای بدون قابلیت درمان برای وادار کردن بازیکن به بازی محتاطانه، موقعیتهایی که در آن ادوارد با غلت زدن تلاش میکند ارتشی از نگهبانان مزارع نیشکر را به طور همزمان شکست دهد، بیش از حد تکرار میشود. در بخش ماموریتها، گهگاه ایرادات فنی دیده میشود که طی آن شخصیتها در ابتدای سکانسهای تعقیب یا گفتگو برای لحظاتی خشکشان میزند، و همچنین نقصی در زمان تسخیر یکی از قلعهها مشاهده شد که طی آن پیش از به صفر رسیدن روحیه دشمنان، ورود نیروهای جدید متوقف گردید و بارگذاری مجدد فایل ذخیره را الزامی ساخت.
در خصوص سیستم مبارزات، نبردهای با شمشیر در Black Flag Resynced به شدت بر پایه پریهای زمانبندیشده (Timed Parrying) طراحی شدهاند. مانند هر نسخه مدرن دیگر از این سری، ضربات دشمنان با یک نقطه سفید (در صورت امکان دفاع) و نقطه قرمز (در صورت غیرقابل دفاع بودن) مشخص میشوند. از آنجا که دشمنان به صورت پیشفرض در حالت گارد دفاعی قرار دارند — که تنها با خالی کردن نوار استقامت (Stamina) آنها میشکند — دفع دقیق حملات دارای نقطه سفید، سادهترین راه برای وارد کردن ضربه است (به جز شلیک مستقیم با تپانچه به صورت دشمنان). بنابراین نبردها اغلب به عقبنشینی و انتظار برای حمله حریف خلاصه میشوند تا بتوان ضدحملهای کشنده اجرا کرد. در نسخه اصلی، اگرچه برخی دشمنان به طور پیشفرض دفاع میکردند، اما با فشردن یک دکمه در زمان درگیری میشد گارد آنها را شکست و ریتم سریع و پرشور دزدان دریایی را حفظ کرد.
در مجموع، مبارزه با سربازان اسپانیایی یا بریتانیایی از نظر روان بودن انیمیشنها و برخورد ضربات بسیار نرمتر از خشونت سنگین نسخه اصلی احساس میشود. گاهی این یک ارتقا به شمار میرود، اما در مواردی مانند توپهای چرخان کوچک (Swivel Guns) در نبردهای دریایی، شلیکها حس رضایت کمتری ایجاد میکنند. در حالی که هدفگیری نقاط ضعف با این توپها در نسخه اصلی یک شلیک سریع و کوبنده با حس هیجان آنی بود، در Black Flag Resynced نشانهگیری این نقاط حساس با کمی عدم دقت همراه است و ضربآهنگ نبرد را کاهش میدهد. در نقطه مقابل، شلیکهای آتشین توپهای جانبی (Flaming Broadsides) که در کنار گلولههای عادی و شلیکهای سنگین برد نزدیک اضافه شدهاند، عملکردی فوقالعاده دارند. شلیکهای آتشین دمیج بسیار بالایی وارد میکنند و خیلی زود به انتخاب اصلی در نبردها تبدیل میشوند و هیجان نبردهای دریایی را احیا میکنند.

بخش ناوگان کنوی (Kenway’s Fleet)، یعنی مینیگیمی که حول ارسال کشتیهای تسخیرشده به سفرهای تجاری برای کسب طلا و کالاهای اضافی جریان داشت، نیز دستخوش تغییرات اساسی شده است. در گذشته، با وجود ایراداتی مانند اصرار بر استفاده از واحد پولی متفاوت با بازی اصلی و وابستگی به یک اپلیکیشن موبایل، این بخش جذابیت بالایی داشت؛ زیرا این حس را ایجاد میکرد که پهنه دریاها فراتر از لبههای نقشه ادامه دارد. بازیکن میتوانست یک کشتی بریگ را برای تجارت به انگلستان بفرستد یا به یک ناو جنگی ماناووار (Man'o'War) دستور سفر به آمریکای جنوبی یا کانادا را بدهد. تصور اینکه چنین کشتیهایی در سراسر اقیانوس اطلس در حال رفتوآمد هستند، غوطهوری در نقش یک دزد دریایی را دوچندان میکرد.
در نسخه Resynced، کشتیها را تنها میتوان به مناطقی درون همان محدوده جغرافیایی کارائیب که بازی در آن جریان دارد اعزام کرد. این مناطق زمانی باز میشوند که ادوارد شخصاً قلعههای آنها را تسخیر کند؛ قابلیتی که راهکاری جالب برای پیوند دادن این بخش به سایر فعالیتهاست، درست مانند امکان استفاده از آن برای پر کردن مجدد انبارهای مزارع نیشکر جهت غارت دوباره در سفرهای بعدی. با این حال، نکته آزاردهنده این است که هر منطقه تنها شامل چهار ماموریت است که هر کدام برای نوع خاصی از کشتیهای موجود در ناوگان تعیین شدهاند. شناورهای کوچکتر مانند اسکوئنرها و بریگها فقط برای ماموریتهای تجاری و دزدی دریایی قابل استفاده هستند، در حالی که برای پر کردن مجدد انبار مزارع به ناوچه (Frigate) نیاز خواهد بود.
به شکلی عجیب، نوع ماموریتی که سطح خطر یک منطقه را کاهش میدهد — خطری که با هر بار انجام ماموریت در آن منطقه افزایش مییابد — منحصراً به قدرتمندترین نوع کشتی بازی، یعنی ماناووار قفل شده است. مگر آنکه بازیکن در همان اوایل بازی به شکلی متمرکز کشتی خود را ارتقا داده و سرمایه زیادی جمع کرده باشد، وگرنه امکان تسخیر یکی از این غولهای دریایی تا اواسط یا اواخر بازی وجود ندارد؛ موضوعی که بازیکن را تا رسیدن به آن نقطه، از توانایی کاهش اختیاری خطرات در ناوگان کنوی محروم میسازد. بسیار بهتر بود اگر مانند نسخه اصلی، هر کشتی به شرط داشتن فضای بارگیری کافی میتوانست در هر ماموریتی شرکت کند تا مزیت کشتیهای پیشرفتهتر صرفاً در بازدهی بالاتر و افزایش سود خلاصه شود.
در نهایت و با وجود اینکه تغییرات و محتواهای الحاقی عملکردی متغیر و دوگانه دارند، Black Flag Resynced همچنان زمانی در اوج خود قرار دارد که ادوارد کنوی پشت سکان کشتیاش قرار گرفته و آن را در دل طوفانها و نبردها هدایت میکند؛ گویی وسیلهای پرقدرت و پر سر و صدا را در دل امواج میراند! ناوگانهای جنگی دو امپراتوری غربی در برابر غرش کوبنده گلولههای آهنین او به لرزه میافتند، در حالی که او با فریادهای ملوانان، مسیر خود را در دل نبردها باز میکند. او از روی عرشه پرواز میکند و به سمت اهداف فرود میآید، در حالی که خدمهاش به این شناورها هجوم میبرند. سپس، کنوی با هیدن بلیدهای (Hidden Blades) خود دشمنان را از پای درمیآورد؛ تا یادآوری شود که در زیر امواج خروشان این تجربه فوقالعاده دزدان دریایی، هنوز هم یک بازی قابلقبول از سری Assassin's Creed حضور دارد.