بررسی STALKER 2: Cost of Hope؛ منطقهای گستردهتر که برای کشف شدن ساخته شده، حتی اگر جنگ میان جناحها چندان موفق نباشد

همانطور که آپدیت ۲.۰ همزمان با این بسته الحاقی به سراغ برطرف کردن مشکلات فنی بازی رفته است، بسته الحاقی Cost of Hope برای STALKER 2: Heart of Chornobyl نیز با چهرهای مصمم از راه میرسد؛ حالتی پرشور، هرچند کمی شرمگین، که انگار سازندگان مصمماند اشتباهات گذشته خود را جبران کنند.
البته بیشتر خطاهای گذشته این شوتر جهانباز را میتوان مدتهاست بخشیده یا دستکم از گناهانش پاکشده دانست؛ مخصوصاً با توجه به اینکه بسیاری از آن مشکلات در بحبوحه یک جنگ واقعی رخ دادند. با این حال، Cost of Hope فرصتی دوباره برای این بازی تاریک، زیبا، پرتنش، هیجانانگیز و البته بهشکلی ناقص، درخشان فراهم میکند تا برخی از کمبودهایی را که در سال ۲۰۲۴ داشت جبران کند؛ هرچند برخی از این بازگشتها درخشش بیشتری نسبت به بقیه دارند.
برای نمونه، این بسته ما را دوباره به نیروگاه هستهای چرنوبیل (CNPP) بازمیگرداند؛ همان منطقه ممنوعهای که در قلب برداشت سری STALKER از منطقه ممنوعه اوکراین قرار دارد؛ جایی مملو از جهشیافتهها و ناهنجاریهای مرگبار. این مکان برای نسخههای قبلی مجموعه کاملاً آشناست، اما از طرفی آنقدر برای این سرزمین سوخته و فراموششده اهمیت دارد که همیشه عجیب بود چرا بازی اصلی هیچگاه به آن نزدیک نشد.
داستان اصلی Cost of Hope همچنین حول رقابت میان Duty، شبهنظامیانی که از منطقه متنفرند، و Freedom، گروهی شبهآنارشیست، شکل میگیرد؛ دو جناح قدیمی و جداییناپذیر از دنیای STALKER که STALKER 2 آنها را کنار گذاشته و در عوض تمرکز خود را روی جناحهای جدیدتر و جذابتر خودش گذاشته بود.

آیا این کار صرفاً برای جلب رضایت طرفداران قدیمی انجام شده؟ به نظر نمیرسد چنین باشد. بعضی از شخصیتهای بازگشته ممکن است برای طرفداران قدیمی Call of Pripyat باعث شوند از هیجان انگشت اشارهتان را به سمت صفحه بگیرید، اما معمولاً با همان جدیت خشک و متناسب با فضای منطقه معرفی میشوند، نه با آن موسیقی و ژست ازخودراضیانهای که در صحنههای پس از تیتراژ فیلمهای مارول میبینیم.
از طرف دیگر، مناطق جدیدی که به نقشه Cost of Hope اضافه شدهاند و بخش عمدهای از زمانتان را در آنها صرف گشتوگذار و مبارزه خواهید کرد، همگی نمونههای قابلقبولی از طراحی جهان بازی هستند؛ فرقی هم نمیکند از قبل بدانید Myklukha چیست یا نه.
اولین مورد از این مناطق، جنگل آهنین است؛ جایی که یکی از ناهنجاریهای منفرد نسخههای قبلی را گرفته و آن را به منطقهای بهشدت خصمانه و گاه حتی کاملاً شبحوار تبدیل کردهاند؛ سرزمینی مملو از فلزات درهمپیچیده و تلههای الکتریکی مرگبار.
مه غلیظ در اینجا بیش از هر نقطه دیگری در منطقه ممنوعه به نظر میرسد که راه نفس کشیدن را بند آورده است، در حالی که سیگنالهای رادیویی بهجامانده، آخرین حرفهای مردگان را در فضا پخش میکنند.
اینجا واقعاً جای وحشتناکی است؛ و من عاشقش هستم.
نیروگاه هستهای چرنوبیل (CNPP) هم ناامیدتان نمیکند. اگرچه روند داستان شما را به یک تور گردشگری تلخ در میان سازه عظیم و القاکننده مگالوفوبیا و بقایای درهمپیچیده راکتور شماره چهار میبرد، اما تمام این منطقه ارزش گشتوگذار را دارد. اینجا گسترهای غمانگیز از مقبرههای صنعتی سر به فلک کشیده است؛ شاید به خطرناکی پریپیاتِ مجاور نباشد، اما سکوتهای طولانیتری دارد که فرصت میدهند عمق این فاجعه را واقعاً درک کنید.
اما بهترین بخش، شهر متروکه لیمانسک است که بدون اینکه بخواهم بیش از حد داستان را لو بدهم، میتوان گفت اگر Remedy Entertainment بازی Ravenholm را میساخت، چیزی شبیه به این از آب درمیآمد. لیمانسک با کنار گذاشتن آزادی گشتوگذار در مناطق جدید دیگر و تمرکز بیشتر بر وحشت و بقا، قوانین فیزیک را به شکلی زیر پا میگذارد که حتی خود منطقه ممنوعه اصلی هم به پایش نمیرسد.

Cost of Hope سپس از شما میخواهد در تاریکی از میان حومه غیرممکن این شهر عبور کنید؛ در حالی که اختلالات الکترونیکی تمام منابع نورتان را از کار میاندازند. این بخش با هر چیز دیگری در بازی، چه رسد به خود این بسته الحاقی، تفاوت دارد؛ اما خزیدن در میان آن با مهماتی که لحظهبهلحظه رو به اتماماند و چراغقوهای که از کار افتاده، دقیقاً همان STALKER 2 عجیب، بیرحم و سازشناپذیری است که در بهترین حالتش میبینیم.
بخشی از دلیل این موضوع به این برمیگردد که بخش لیمانسک از چرخه مأموریتهای بسیار رایج بازی فاصله میگیرد؛ همان الگوی تکراری که در آن باید خودتان را به یک تأسیسات شوروی در حال فروپاشی برسانید، تمام افراد یا جهشیافتههای داخل آن را به گلوله ببندید و بعد آنجا را ترک کنید. Cost of Hope بارها و بارها به همین روند اعتماد میکند و البته نتیجه هم میدهد.
با این حال، چند درگیری با ایدههای متفاوتتر هم در نظر گرفته شده است؛ از نبردی در اطراف یک سانتریفیوژ از کنترل خارجشده گرفته تا بالا رفتن دشوار از یک سیلو، در حالی که یک جهشیافته در میانه مسیر مشغول نمایش قدرتهای تلهکینتیک خود است؛ یا دوئل تکتیراندازی متقابلی در سایه یک درخت روانی عظیم که میتواند مغزتان را از کار بیندازد.
بنابراین، حتی اگر مأموریتها تحول چندانی در فرمول بازی ایجاد نکنند، این بسته الحاقی همچنان لحظات بهیادماندنی زیادی برایتان رقم میزند. STALKER 2 از همان ابتدا یک شوتر اولشخص سنگین و دقیق بوده که حتی سادهترین درگیریها و شلیک به سر مزدوران نیز انرژی کوبنده و تأثیرگذاری دارند.

چند تفنگ جدیدی هم که به لطف این بسته الحاقی به بازی اضافه شدهاند، بهخوبی از همین ویژگی بهره میبرند؛ اسلحههایی که همگی صدایی فوقالعاده مهیب دارند و بهمحض اینکه وارد چرخه پیدا کردن غنائم شوند، قدرت و هیجان بیشتری به درگیریها اضافه میکنند.
جایی که Cost of Hope واقعاً میتوانست جاهطلبانهتر عمل کند، بخش مربوط به درگیری میان جناحهاست. عجیب اینکه چندین ساعت طول میکشد تا بالاخره از شما خواسته شود یکی از طرفین را انتخاب کنید؛ بیشتر مأموریتها شما را در میان افراد میانهرویی قرار میدهند که حاضرند ــ و در بعضی موارد حتی با خوشحالی ــ با جناح مقابل برای رسیدن به اهداف مشترک همکاری کنند. وقتی بالاخره «جنگ» شروع میشود، تأثیرش در دنیای بازی تقریباً در حد آن است که Duty دیگر صفحه اینستاگرام Freedom را دنبال نکند! بعد از آن هم چند ساعت دیگر در همان اتحاد صمیمانه و «همه با هم دوستیم» باقی میمانید تا سرانجام به یک نقطه عطف مشخص برسید؛ جایی که باید انتخاب کنید از کدام طرف تا پایان داستان حمایت خواهید کرد.

واضح بود که قرار نیست STALKER 2: New Vegas را تحویل بگیریم، اما نبود تعاملات جذاب میان جناحها واقعاً ناامیدکننده است. حتی خود بازی اصلی که این بخش را بیش از حد سادهسازی کرده بود، فرصتهایی برای خیانت یا دور زدن قوانین جناح انتخابیتان در اختیارتان میگذاشت. اما اینجا، درگیری جناحها بیشتر بهانهای برای ایجاد چند شاخه داستانی دوگانه است.
و با اینکه نمیتوانم بدون لو دادن بخشهای بیشتری از داستان درباره واکنشپذیری ضعیفتر منطقه ممنوعه گسترده نسبت به انتخابتان شکایت کنم، این را مطمئن باشید: واقعاً دلم میخواهد از این بابت شکایت کنم!