چرا ناشر بازی Gloomwood معتقد است اصطلاح ایمرسیو سیم باید با نقشآفرینی (RPG) جایگزین شود؟

بحث و مناقشه بر سر تعریف دقیق سبک ایمرسیو سیم (Immersive Sim / شبیهساز تعاملی همهجانبه) دهههاست که میان اهالی صنعت بازی و بازیکنان جریان دارد. حال، دیو اوشری (Dave Oshry)، مدیرعامل شرکت New Blood Interactive که ناشر آثار تحسینشدهای همچون Gloomwood ،Fallen Aces و ULTRAKILL است، دیدگاه متفاوتی را مطرح کرده و معتقد است استفاده از برچسب «ایمرسیو سیم» نهتنها گیجکننده است، بلکه از نظر تبلیغاتی و تجاری یک اشتباه بزرگ به شمار میرود.
انتقاد تند دیو اوشری از واژه ایمرسیو سیم در بازاریابی بازیها
دیو اوشری در گفتوگویی صریح با رسانه PC Gamer به این موضوع اشاره کرد که نامیدن یک بازی با عنوان ایمرسیو سیم، کمکی به فروش آن نمیکند. او در پاسخ به این پرسش که آیا این عنوان ابزار مناسبی برای مارکتینگ است، اعلام کرد:
«آیا این یک اصطلاح خوب برای بازاریابی است؟ خیر، افتضاح است. واقعاً واژه وحشتناکی برای معرفی یک بازی است.»
جالب اینجاست که اوشری پیش از همکاری با دیلون راجرز (Dillon Rogers)، سازنده اصلی بازی Gloomwood، حتی با این اصطلاح آشنایی نداشته است. به گفته او، زمانی که راجرز سبک این اثر را ایمرسیو سیم خوانده بود، اوشری تعجب کرده و متوجه منظور دقیق او از این واژه تخصصی نشده بود، با وجود اینکه پیشتر سالها با بازیهای همسبک آن زندگی کرده بود.
سیستم شاک و دئوس اکس؛ بازیهای نقشآفرینی واقعی هستند
ناآشنایی اوشری با این اصطلاح به معنای عدم تجربه آثار کلاسیک این سبک نیست؛ بلکه او عناوینی نظیر System Shock و Deus Ex را همیشه در دستهبندی بازیهای نقشآفرینی (RPG) قرار میداده است. او در تشریح دیدگاه خود توضیح داد:
«بازیهای سیستم شاک و دئوس اکس، بازی نقشآفرینی (RPG) بودند و مردم هم در آن زمان آنها را نقشآفرینی خطاب میکردند. نکته طنزآمیز درباره ایمرسیو سیم دقیقاً همین است؛ بازیکن در یک جهان تعاملی غوطهور میشود و شخصیت خود را میسازد. برادر من، به این فرمول میگویند نقشآفرینی!»
اگرچه شاید این ادعا برای طرفداران سرسخت و جامعه کاربری دوآتشه ایمرسیو سیم بحثبرانگیز به نظر برسد، اما از نظر ساختاری شباهتهای بنیادین فراوانی میان این دو حوزه وجود دارد.
تأثیر انتخاب سبک بر موفقیت تجاری و جذب مخاطب
از دیدگاه تجاری و جذب بازیکنان عام، کلمه RPG برای عموم جامعه گیمرها بسیار ملموستر و شناختهشدهتر است. اوشری باور دارد معرفی و بازاریابی پروژهها با برچسب نقشآفرینی نتیجه تجاری بسیار بهتری نسبت به کلمه مبهم ایمرسیو سیم رقم میزند.
بازیهای جریان ایمرسیو سیم از زمان استودیوهای پیشگامی همچون Looking Glass Studios (خالق Thief و System Shock) و حتی در سالهای اخیر با آثاری چون Prey و Dishonored استودیوی آرکین، همواره با وجود تحسین گسترده منتقدان با چالشهای بازاریابی و فروش در مقیاس وسیع مواجه بودهاند. بخش بزرگی از خریداران بازیها متوجه نمیشوند که عبارت «ایمرسیو سیم» دقیقاً به چه مکانیزمهایی اشاره دارد.
تفاوت ظریف میان سبک RPG و Immersive Sim
تحلیلگران صنعت بازی معتقدند با وجود شباهتهای بسیار، تفاوتهای کلیدی میان این دو ژانر نهفته است که کارشناسان معمولاً بر اساس آنها این آثار را تمیز میدهند:
- سیستمهای شبیهسازی و فیزیک محیطی: بازیهای ایمرسیو سیم بر تعامل سیستماتیک قوانین فیزیکی، هوش مصنوعی واکنشی و مکانیکهای شبیهسازی تکیه دارند که گیمپلی غیرمنتظره و نوظهور (Emergent Gameplay) خلق میکنند.
- متغیرها و آمار شخصیت (Stats): بازیهای سنتی RPG معمولاً دارای آمارهای عددی، جداول ارتقا و تاسریزیهای پشتصحنه برای نبردها هستند، در حالی که آثاری چون دزد (Thief) یا بازیهای جدیدتر بدون این فاکتورهای سنتی آزادی عمل را در دسترس بازیکن قرار میدهند.
- آزادی عمل بازیکن در رسیدن به هدف: در ایمرسیو سیمها، طراحی مراحل باز بوده و به تعداد ابزارهای در دسترس، راههای عبور و حل مسئله برای مخاطب وجود دارد.
تجربه موفق New Blood Interactive در احیای بازیهای مستقل و کلاسیک نشان میدهد که درک نیازهای بازار تا چه حد اهمیت دارد. رویکرد عملگرایانه این ناشر و تمایل آن به سادهسازی اصطلاحات پیچیده شاید بتواند درهای این سبک جذاب و غنی را به روی نسل جدیدی از گیمرها بگشاید.