قطار دیدهبان Trainwatch؛ ترکیبی از شبیهساز زندگی، ترس و مدیریت زمان در مسیر قطار

بازیهای ویدئویی با محوریت قطار، طیف گستردهای از سبکها را پوشش میدهند؛ از عناوین اکشن و مسابقهای پررنگولعاب مانند Denshattack گرفته تا عناوین بقا و تاکتیکی مانند Fogpiercer یا عناوین فضایی نظیر Profits 2167. اما در این میان، بازی Trainwatch روایتی کاملاً متفاوت، تاریک و روانشناختی ارائه میدهد.
بازی Trainwatch داستان زندگی مردی الکلی و شکستخورده به نام تروی (Troy) را روایت میکند که برای پیدا کردن انگیزهای تازه در زندگی، به یک شغل دورافتاده و کمدرآمد در یک اتاقک سوزنبانی پناه آورده است.
وظیفه تروی این است که در شیفتهای کاری خود، دکمه مربوط به راهبندان را فشار دهد تا مانع از حرکت قطارها (از جمله قطار ساعت ۱۱:۱۱ شب ریچموند) و برخورد آنها با عابران پیاده شود.
روند کلی بازی حول مدیریت راهبندان و تماشای عبور قطارها میچرخد، در حالی که بازیکن باید همزمان با استرس، خستگی روحی و چالشهای روانی شخصیت اصلی دستوپنجه نرم کند.

در فواصل بین مدیریت ریلها، امکان انجام کارهای مختلفی وجود دارد؛ از تماس با خانه برای سر و سامان دادن به زندگی مشترک فروپاشیده تروی گرفته تا آب دادن به گلدان اتاق، انجام بازی روی کامپیوتر اداره، یا تعامل با مرد عجیبوغریبی که پشت اتاقک سوزنبانی پرسه میزند.
بازی Trainwatch تازهترین اثر استودیوی Harvester Games به بنیانگذاری رمیگیوش میخالسکی (Remigiusz Michalski)، خالق بازی مشهور The Cat Lady است. فضاسازی بصری و ساختار بازی را میتوان ترکیبی از سبک کارگردانی وس اندرسون و المانهای ترسناک روانشناختیِ عناوین کلاسیکی مانند سایلنت هیل (Silent Hill) دانست.
محیط اصلی بازی، یک اتاقک سوزنبانی در کنار راهبندان و در دل زمینهای بایر و مهآلود است. اتاقهای داخل ساختمان از نمای جانبی و برشی (شبیه به خانه عروسکی) نمایش داده میشوند.
با این حال، با وقوع برخی تعاملات یا اتفاقات خاص، زاویه دوربین به شکلی ناگهانی و نگرانکننده تغییر میکند که یادآور زاویههای دوربین ثابت در نسخه اول بازی Silent Hill است.

اگرچه ایده «یک شوهر افسرده و شکستخورده» در نگاه اول کلیشهای به نظر میرسد، اما طراحی بصری و ارائه بازی روایت جذاب و رمزمحوری ایجاد کرده است. سازندگان بازی، محیط آن را یک «دنیای نیمهباز» (Semi-open world) توصیف میکنند؛ چرا که در میان مه و درختان، مکانها و اسرار گوناگونی پنهان شدهاند که بازیکن میتواند در فواصل بین شیفتهای کاری آنها را کاوش کند.
در مجموع، Trainwatch ترکیبی از شبیهساز زندگی، ماجراجویی و مدیریت زمان است. در هر شیفت کاری باید طبق برنامه زمانی، راهبندان بهموقع بسته و باز شود. بازی سرعت عمل بازیکن را ارزیابی میکند و در عین حال، طعنههایی به موضوعاتی مانند جایگزینی نیروی انسانی با کامپیوترها و هوش مصنوعی مولد میزند.
علاوه بر این، مدیریت میزان استقامت (Stamina) و سلامت روان شخصیت اصلی اهمیت زیادی دارد. استقامت با خوردن غذا یا نوشیدن قهوه بازیابی میشود و سلامت روان نیز با انجام کارهای مثبت، مانند تماس تلفنی با همسرش در زمان تعیینشده، بهبود مییابد.
اگر استقامت یا سلامت روان تروی بیش از حد کاهش یابد، تصویر بازی به هالهای تار و خونین تبدیل میشود و امکان انجام کارهای اولیه مانند تعامل با وسایل یا بستن راهبندان از دست میرود.
عواقب نبستن راهبندان همواره آنی نیست، اما بیتوجهی مداوم به جدول زمانی کاری، دیر یا زود به وقوع حوادث مرگبار منجر خواهد شد.

بازی در ابتدا برنامهای ساده ارائه میدهد، اما روند داستانی انجام آن را دشوار میسازد. وضعیت نامناسب جسمی و روحی تروی و مجبور شدن او به ایستادن شیفت اجباری بهجای همکار مصدومش (باب)، چالشهای ابتدایی بازی را شکل میدهند.
در ادامه، فعالیتهای فرعیِ فراوان بازیکن را از محیط کار دور میکنند؛ از بررسی یک چاه تختهکوبشده و حوضچه ماهیگیری گرفته تا کشف مسیرهای مسدودشده ریل قطار و حل معماهای مربوط به کدهای دسترسی.
همچنین شخصیت مرموزی با لباس آبی در اطراف ساختمان حضور دارد که از تروی میخواهد «اتاق کنترل» را باز کند.
هنوز مشخص نیست چه بخشی از اتفاقات بازی جنبه ماورایی دارد و چه بخشی حاصل وضعیت روحی، اعتیاد به الکل و فروپاشی زندگی شخصی تروی است.
تعامل با سایر شخصیتهای منطقه، مانند مسافری که در ایستگاهی متروکه منتظر قطار است، میتواند به تروی برای رسیدن به یکی از پایانهای مختلف بازی کمک کند.
نویسندگی بازی تا حد زیادی از درامپردازیهای افراطی فاصله گرفته است. دیالوگها متکی بر دستورالعملها و توضیحات کوتاه هستند و متن بازی با برجسته کردن کلمات کلیدی، یادآور عناوین کلاسیک است.
گفتوگوهای تروی با همسرش (آگاتا) کمی طولانیتر است، اما در آن نیز از دیالوگهای طولانی درباره افکار درونی استفاده نشده است.
در مجموع، Trainwatch یک تجربه متفاوت در سبک ماجراجویی و شبیهسازی روانشناختی ارائه میدهد. این بازی با ترکیب فضاسازی تاریک، عناصر مدیریت زمان و قصهگویی معمایی، اثری قابلتوجه برای علاقهمندان به عناوین ترسناک روانشناختی و ماجراجویی به شمار میرود.